باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 3 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

آهنگی برای چوپان

1392/2/16 8:33
نویسنده : میم
437 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز با خودم بردمت سر کار برداشت از یه بنای تاریخی برای اینکه حوصله ت سر نره یه کاغذ دادم که نقاشی بکشی و نتیجه ش این شد

                       

نقاشی رو بهم نشون دادی و گفتی مامان آهنگ کشیدم وقتی دیدم نت موسیقی کشیدی ذوق مرگ شدم باورم نمیشد در ادامه چوپونشم کشیدی که به قول خودت داره نی میزنه ( ولی از نی خبری نیست )

توی آشپزخونه ی اون خونه که الان موزه مردم شناسی و موزه سکه یزد ، یه مجسمه پیرزن بود که یه انگشتش شکسته بود و شما ازش میترسیدی از دو متری آشپزخونه رد نمیشدی

پی نوشت: منم وقتی می خواستم به مجسمه دست بزنم که شما ببینی ترس نداره با ترس و لرز بهش دست زدم

نکته : چوپانه کمی شبیه سوسک شده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

باران زندگی
16 اردیبهشت 92 8:55
الحق که نت رو زیبا کشیدی بارانی خیلی لذت بردم
مامان دخترا
16 اردیبهشت 92 10:51
ولی خوب تخیلش رو به کار انداخته ها!


mamanebaran
16 اردیبهشت 92 14:43
آفرین دختر خوشگلممممممممممممممممممممم خیلی عالیههههههههههههههههههههههههه , چوپونت منو کشتههههههههههههههههههههه , مامانی راست میگی یه کوچولو مثل سوسک شده ولی همین قدر که باران خانوم زحمت یه نقاشی با این محتوا که تو ذهنش بوده رو کشیده خیلی خیلی عالیه
سولماز ( مامان باران )
18 اردیبهشت 92 0:05
عزیزم ... چقدر خوب کشیده ... آفرین به این استعداد
نسرین
18 اردیبهشت 92 11:20
آفرین به این نقاش کوچولو
الناز و حسین و باران
18 اردیبهشت 92 15:11
آفرین باران خوشگل و بانمک و با هوش
نوشين مامان آريا
21 اردیبهشت 92 11:32
باران جان آفرين عزيزم دختر باهوش خيلي قشنگ نقاشي كردي چه نت هاي زيبايي كشيدي
سوده
1 خرداد 92 3:16